ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
866
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
ابن امير بيك بن امير ابو المظفر جعفر شمس الملك بن امير صلاح الدّين كرد عيسى بن امير يحيى بن امير جعفر دويم بن امير سليمان بن امير شيخ احمد بك بن امير موسى ملك طاهر بن امير عيسى بن امير موسى بن ابو على يحيى بن خالد بن برمك جعفر بن برمك الاكبر بن گشتاسب بن جاماس بلخى است . برمك بن برمك الاكبر كه در « منتخب التواريخ ، باب نهم » نامش را جعفر نوشته وزير سليمان بن عبد الملك خليفهء اموى بوده كه او را در سنه 99 از بلخ براى وزارت خود خواسته و شايد پس از ورود بشام و تسليم در اسلام نام خود را تغيير داده و جعفر نهاده ، و پدران او همه بمذهب بودا ، و از دانشمندان عصر خود و افتخار خدمتگزارى بتكدهء نوبهار را در بلخ داشتهاند كه يكى از بتكدهها و معابد مهمه مردم ايران باستان بوده ، و در تواريخى كه براى دنابله نوشتهاند بنا بنقل « أعيان الشيعة » و غيره از آنها ؛ نژاد ايشان را بنوشيروان پادشاه معروف رسانيدهاند ، و چون آن به نظر ما درست نمىآمد از ذكر آن در اينجا خوددارى نموديم . فرزندش خالد وزير سفاح اولين خليفهء عباسى بوده ، وفاتش سنه 165 . فرزندش يحيى وزير هارون الرشيد و از معاريف سياسيون و أسخياء عالم محسوب و شهرت او و فرزندانش مستغنى از ذكر است . تولدش سنه 120 مدت عمرش 70 سال ، وفاتش سنه 190 در رقه ، و پس از نكبت برامكه هريك از فرزندان اربعهء او ( 1 - فضل متولد در سنه 147 عمرش 46 سال متوفى در سنه 193 2 - جعفر مقتول در أنبار در غره صفر سنه 187 كه جسدش در جسر بغداد آويزان و پس از دو سال در سنه 189 سوزانيدند 3 - محمد 4 - موسى ) به جائى افتادند . از آن جمله امير موسى كه در عمود اين نسب ذكر شده ، و در شجاعت و جلادت بىنظير بوده بولايت و فرمانفرمائى شامات رسيده ، و در حدود صد و پنجاه سال وى و اعقابش در آن حدود امارت و سلطنت مىكردهاند . و سپس عيسى بيك نامى از آنها كه ابو موسى ثانى لقب داشته بقلعهء دنبل و سگمانآباد آمده و شيوهء تفرد و تجرد و درويشى پيش گرفته ، و پس از زمانى اكراد دنبلى كه متجاوز از سى هزار خانوار بوده دست ارادت به دو داده و مدتها نيز وى و اعقابش در آن سامان حاكم و فرمانروا شده و قطور و اواجق و نخجوان و شرور و غير آن در تصرف آنها بوده ، تا زمان خروج سلطان حيدر صفوى كه آن وقت خود در جزو امراء و لشگريان وى درآمده و با ساير طوائف ديگر همه بعنوان مريدى و مرشدى و مسئلهء تصوف و درويشى دور او را گرفته و سلطنت باعظمت صفويه را تشكيل دادند .